ضربهی آخر به قلم صدف رخشانی
پارت بیست و چهارم :
سنگینی نگاهشان هم سبب نمیشد که لبخندم را مخفی کنم، بهمن که گویی میان اقیانوسی سرد اُفتاده و از اِنجماد نمیتوانست کوچکترین حرکتی کند آرام سر طرفم میچرخاند.
کوروش دستِ مشت شدهاش را روبهروی دهانش می گذارد تا مبادا نوای قهقهاش جوّ سنگین را عوض کند.
_ خوردی؟ حالا هستهشم تُف کن استاد..
جملهاش سبب شده نیشم بیش از پیش گشوده شود که با سقلمه ی ساحل دستوپایم را جمع می
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
.....
0خیلی ممنونممم
۵ ماه پیشزری
1پارت خیلی قشنگی بود صدفی امیدوارمم حالت بهتر بشه عزیزم ومتاسفم 💔🥲
۵ ماه پیشگُلِمَریَم
1داری درد دلمون رو می نویسی... :) ممنونم ازت.
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
قربونتون بشم..🖤
۵ ماه پیشآتنا
2اون پارتی که منتظرش بودم🔥
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
🖤🖤🫂
۵ ماه پیشندا
0عالی بود ممنون عزیزم
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
جانا🖤
۵ ماه پیشF.m
3حداقل کاری که میشه واسه دخترا کرد مراقبته... وایییی😭:))))
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
عزیزم🥲🖤
۵ ماه پیشElina
1خیلی ممنون بابت پارت راستش نمیگم کامل درکت می کنم ولی خب من خودم چند وقتی حالم بد بود درگیر مشکلاتم بودم دست دلم به خوندن نمی رفت تو با این شرایط سعی کردی بنویسی خیلی ممنون 💙 امیدوارم حالت بهتر بشه:)
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
به امیده روزای خوب:)🖤
۵ ماه پیشF.m
1وقتی دخترا متحد بشن هیچکس جلودارشون نیست مراقب باشید دختری خشمگین نکنید
۵ ماه پیشرز
0صدف گفت ب ترتیب میزارشون عزیزم
۵ ماه پیش...
2سلام قلمت عالیه ولی چرا یه پارت مگه قرار نبود همه ی پارتها رو یکجا ارسال کنی؟ آخه خیلی کمه تا 5 روز دیگه هم پارت نداریم
۵ ماه پیشNznin
0سلام عزیزم میشه بپرسم رمان حدودا چند پارته ؟
۵ ماه پیشآرام
3خشم دخترا که وارد بشه هیشکی جلو دارش نیست😎
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
دقیقا...
۵ ماه پیشفن مرد کتابخون
4گلم اگرچه قلم به زیبایی قبل بود اما انگار میشد غم نویسنده رو از لابه لای کلمات پیدا کرد به امید حال خوبت و ممنون از پارت گذاری مجددت 😘
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
قربونت بشم:)🖤
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

رها
1سلام صدف جون امشب پارت داریم؟